امیر صدرا عزیزم تولدت مبارک !

دوشنبه 8 شهریور 1389  10:49 ب.ظ



تولد  آغاز یست که  زیبایی و مهربانی خدای بزرگ را آشکار می سازد 

و  در کمال یکتایی احدیتش را  بسط  می دهد  !

درست عین  لحظه ی  عاشق شدن !!!



 



                                               امیر صدرا عزیزم تولدت مبارک!



نوشته شده توسط: فریماه فریمان | آخرین ویرایش:دوشنبه 8 شهریور 1389 | نظرات ()

اللهم عجل لولیک الفرج !

دوشنبه 8 شهریور 1389  10:43 ب.ظ

نوع مطلب :امام عصر (عج ) ،عکس ،عمومی ،



اى آنکه پیش از هر چیز بوده سپس هر چیز را آفرید و او باقى است و هر چیز فانى شود اى آنکه بمانند او چیزى نیست اى آنکه در آسمان هاى بلند و نه در زمین هاى پست  و نه بالاى آنها و نه در زیر آنها و نه در میان آنها معبود به حقى که پرستش شود جز او نیست ؛ حمد مر تر است آن سپاس که جز تو کس نتواند آن را شمرد پس درود فرست بر محمد (ص) و آل محمد درودى که جز تو کس نتواند آن را شمرد.


نوشته شده توسط: فریماه فریمان | آخرین ویرایش:دوشنبه 8 شهریور 1389 | نظرات ()

او بخشنده ترین است

یکشنبه 7 شهریور 1389  04:20 ق.ظ

نوع مطلب :سخن پاک ،اعتقادی ،عکس ،عمومی ،



او بخشنده ترین است ....


این چشمه ی جوشان عشق است که محبت را نوش جان بنده می کند

آن لحظه که مرتکب غفلت می شویم
کمتر از چشم بر هم زدنی می گوییم خدایا مرا ببخش
و باور داریم که می بخشد
که او بخشنده ترین است
عشق و بندگی در اغوش بخشش و مهربانی
شادی بخش است و ریشه ی امید را آبیاری می کند !


" فریماه"

نوشته شده توسط: فریماه فریمان | آخرین ویرایش:یکشنبه 7 شهریور 1389 | نظرات ()

ما همچنان در اول وصف تو مانده‌ایم

یکشنبه 7 شهریور 1389  12:28 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،



ما همچنان در اول وصف تو مانده‌ایم

«وَ كُلَّ شَیء اَحْصَیْناهُ  فی امام مُبین» هر چیزی را به  شماره درآوردیم در پیشوایی آشكار.
شخصیت عظیم و گسترده امیر‌المؤمنین علی علیه السلام وسیع‌تر و متنوع‌تر از این است كه یك فرد بتواند در همه جوانب و نواحی آن وارد شود و توسن اندیشه را به جولان آورد. برای یك فرد، حداكثری كه میسر است این است كه یك یا چند ناحیه معین و محدود را برای مطالعه و بررسی انتخاب كند و به همان قناعت ورزد. شخصیت افراد از نظر عكس‌العمل‌سازی در روح‌ها و جان‌ها یكسان نیست. به هر نسبت كه شخصیت حقیرتر است كمتر خاطرها را به خود مشغول می‏دارد و در دل‌ها هیجان و موج ایجاد می‏كند و هر چه عظیم‌تر و پرنیروتر است‏ خاطره انگیزتر و عكس‌العمل سازتر است؛ خواه عكس العمل موافق یا مخالف. شخصیت‌های خاطره انگیز و عكس‌العمل‌ساز، زیاد بر سر زبان‌ها می‏افتند، موضوع مشاجره‏ها و مجادله‏ها قرار می‏گیرند، سوژه شعر و نقاشی و هنرهای دیگر واقع می‏شوند، قهرمان داستان‌ها و نوشته‏ ها می‏گردند. اینها همه، چیزهایی است كه در مورد علی علیه السلام به حد اعلی وجود دارد و او در این جهت ‏بی‏رقیب و یا بسیار كم رقیب است. در علی، هم خاصیت فیلسوف است و هم خاصیت رهبر انقلابی و هم خاصیت پیر طریقت و هم خاصیتی از نوع خاصیت پیامبران. مكتب او، هم مكتب عقل و اندیشه است و هم مكتب ثوره و انقلاب و هم مكتب تسلیم و انضباط و هم مكتب حسن و زیبایی و جذبه و حركت. علی علیه السلام پیش از آنكه امام عادل برای دیگران باشد و درباره دیگران به عدل رفتار كند، خود شخصاً موجودی متعادل و متوازن بود.كمالات انسانی را با هم جمع كرده بود، هم اندیشه‏ای عمیق و دور دست داشت و هم عواطفی رقیق و سرشار؛ كمال جسم و كمال روح. 218 روح را توأم داشت. شب، هنگام عبادت از ماسوی می‏برید و روز در متن اجتماع فعالیت می‏كرد. بالاخره به تمام معنی یك انسان كامل بود با همه زیبایی‌هایش.

من در بیان وصف تو درمانده‌ام علی
مریدم و نگویم همی مدح دیگران
از شرح فضل و علم تو درمانده ام علی
تنها تو را مراد خود خوانده‌ام علی

این علی كیست كه نمونه و مصداق انسان كامل است.
این علی كیست كه محبوب دل‌ها و معشوق انسان‌هاست.
این علی كیست كه نامش تا به ابد جاویدان و زنده است.
این علی كیست كه دشمنانش بر فضیلت و برتری او گواهی داده‌اند.
این علی كیست كه هم صاحب جاذبه است و هم دافعه.
این علی كیست كه شخصیتش محدود به زمان معینی نیست، بلكه مربوط به همه زمان‌هاست.
این علی كیست كه با گذر زمان نامش كهنه نمی‌شود.
این علی كیست كه به هنگام وضو می‌لرزید.
این علی كیست كه عبور از صراط، منوط به اجازه اوست.
این علی كیست كه شب‌ها، هزار ركعت نماز می‌خواند.
این علی كیست كه اگر تمامی مردم ولایت او را قبول می‌كردند، خداوند جهنم را نمی‌آفرید.
این علی كیست كه با حق است و حق با اوست.
این علی كیست كه در طول تاریخ، دانشمندان از فضایل او بسیار گفتند و نوشتند و هر چه زمان می‌گذرد، دل‌ها و قلم‌ها، بیشتر به سمت وی می‌روند. رمز محبت را هنوز كسی كشف نكرده است، ولی البته رمزی دارد. چیزی در محبوب است كه برای محب از نظر زیبایی خیره كننده است و او را به سوی خود می‌كشد. جاذبه و محبت در درجات بالا، عشق نامیده می‌شود. علی محبوب دل‌ها و معشوق انسان‌هاست.

گفتا به وصی خود رسول مطلق
نشناخت حق را به غیر از من و تو
نشناخت تو را به غیر از من و حق
نشناخت مرا به غیر از تو و حق

سخن گفتن كسی درباره علی بن ابیطالب (ع) بسی سخت و مشقت بار است و اگر بخواهد حقش را ادا كند، غلو خواهد كرد و اگر از حقش بكاهد مرتكب بدی و گناه شده است. حد متوسط كه میزان دقیق آن است، خیلی دشوار است كه جز دارندگان مهارت در دین كسی دیگر نمی‌تواند از عهده كامل آن درآید و این دارندگان مهارت كه بتوانند شخصیت علی (ع) را بشناسند و توصیف كنند، كسی نیست جز خدای تبارك و تعالی و رسول گرامی اسلام حضرت محمد (ص) و او تنها نسخه‌ای است كه هنوز شرق و غرب عالم همتایش را ندیده است و نخواهد دید. به راستی رمز جاودانگی علی در چیست؟

علی (ع) مولود كعبه

خبار متواتری وارد شده است كه امیر مؤمنان علی بن ابیطالب (ع) در مكه داخل بیت‌الله الحرام(كعبه) در شب جمعه، سیزدهم ماه رجب در سال سی‌ام عام الفیل از  فاطمه بنت اسد به دنیا آمد. نه پیش از او و نه بعد از او هیچ كس در كعبه متولد نشده است و این فضیلتی است كه خداوند برای بزرگداشت و بالابودن مقام علی (ع) و نشان دادن كرامت او، مخصوص حضرتش گردانیده است. خداوند خانه خود را زادگاه علی قرار داد و چه مقام والایی كه نظیر ندارد. تولد علی(ع)  در كعبه فضیلتی است كه هیچ پیامبری حتی سید رسولان هم با او شبیه و نظیر نبوده است. واقعاً خدای علی اعلی چه عنایت ویژه‌ای به امام علی (ع) داشته است كه او را خانه‌زاد خود ساخت، سه روز از او نگهداری و پذیرایی فرمود و نام خود را بر او نهاد و این كرامت و شرافت در تمام طول تاریخ جهان به حضرت علی (ع) اختصاص داشته است. یا علی! ای اعجوبه تاریخ! در نام مقدس تو چه آثار و بركاتی است كه همه پیامبران درگرفتاری‌ها  و خطرها به نام مبارك تو توسل می‌جستند و نام تو بود كه آنان را از بلاها نجات می‌بخشید. این واقعیت با اینكه مشكلی در پذیرش نوعی دارد ولی جای تعجب ندارد، بایستی چنین باشد، زیرا خداوند قبل از اینكه به دنیا قدم گذاری، به تو نظر و عنایت خاص داشته است. ای علی! ای مقدس! ای پاك! ای نور درخشنده و تابناك، خدا خواسته است با این نمونه‌های عجیب، ولی ناشی از قدرت خود، عظمت و مقام و منزلت تو را به عالم از آدم تا خاتم و تا انقراض عالم نشان بدهد، به همین دلیل نام خود را بر تو نهاد تا همگان بدانند كه خداوند علی اعلی است و تو علی و امیرالمؤمنین. یا علی! افسوس و هزاران افسوس، برخی كه قلب‌شان آكنده از مرض بود «و فی قلوبهم مرض» درباره آنان مصداق داشت، ترا درك نكردند و به مقام والای تو پی نبرند و یا پی بردند و دانستند و پنهان كردند. یا علی! تو هنوز در این جهان نبودی كه حضرت آدم به نام تو توسل جست و خداوند به مناسبت ذكر نام تو، آدم را از اندوه نجات بخشید و توبه‌اش را پذیرفت، تو هنوز به دنیا نیامده بودی كه حضرت نوح و حضرت یونس و حضرت ابراهیم و حضرت موسی و حضرت عیسی علیهم السلام به هنگام گرفتار‌ی‌ها، نام تو را در پیشگاه خالق واسطه قرار دادند و خداوند به احترام نام تو بر آنان عنایت فرمود و از مشكلات نجاتشان داد.  یا علی! این گفته خود توست كه «من گاهی گوش می دادم و می شنیدم كه رسول خدا، حضرت محمد (ص) خدا را به حق من قسم می‌داد و از خدا تقاضا می‌كرد و در این اوقات من با تعجب می گفتم: یا رسول الله! چه شد كه نام مرا در پیشگاه خدا عنوان و وسیله فرمودی؟ و آن حضرت پاسخ داد كه آیا از تو محبوب‌تر و عزیزتر و گرامی‌تر نزد خدا كسی هست كه به هنگام تقاضا، نام او را ببرم؟!

وه چه اسراری است در نام علی
گنج ها مخفیست در نام علی

كه تمام انبیا و اولیا
نام او بردند هنگام دعا

یا علی دست من و دامان تو
بر همه الطاف بی پایان تو

« علی محبوب دل‌ها و  معشوق انسان‌هاست. »

مسلماً ملاك دوستی علی (ع) جسم او نیست، زیرا جسم او در بین ما نیست و ما آن را احساس نكرده‌ایم و باز هم محبت علی (ع) از نوع قهرمان دوستی كه در همه ملت ها وجود دارد، نیست و باز هم اشتباه است كه بگوییم محبت علی (ع) از راه محبت هایی است كه ریشه در فضیلت‌های اخلاقی و انسانی دارد و حب علی، حب انسانیت است. درست است علی (ع) مظهر انسان كامل بود و درست است كه انسان، نمونه های عالی انسانیت را دوست می دارد، اما اگر علی(ع) همه این فضایل انسانی را كه داشت (آن حكمت، آن علم، آن تواضع، ادب و عطوفت، عدالت و شجاعت و ...)، می‌داشت اما رنگ الهی نمی‌داشت، مسلماً این قدر كه امروز محبت خیز و عاطفه‌انگیز است كه پیوند الهی دارد. دل‌های ما به طور ناخودآگاه در اعماق خویش، با حق پیوستگی دارد و چون علی‌(ع) پرچم‌دار بزرگ حق و مظهر صفات حق است به او عشق می‌ورزند و در حقیقت پشتوانه عشق علی (ع)، پیوند جان‌ها با حضرت حق است كه برای همیشه در فطرت‌ها نهاده شده و چون فطرت‌ها جاودانی است مهر علی نیز جاودان است. آنچه برای همیشه علی (ع) را درخشنده و تابان قرار داده، ایمان و اخلاص اوست و این ایمان و اخلاص علی (ع) به وی جاذبه الهی داده است. جاذبه علی (ع) سطح وسیعی از جمعیت را مجذوب خویش ساخته و به یك قرن و دو قرن پیوسته نیست، بلكه در طول زمان ادامه یافته و گسترش یافته است و تا عمق دل‌ها و باطن‌ها پیش رفته است. آنچنان كه بعد از قرن‌ها كه به یادش می افتند و سجایای اخلاقی‌اش را می‌شنوند اشك شوق می‌ریزند و به یاد مصائبش می‌گریند تا جایی كه دشمن را نیز تحت نفوذ قرار داده است و اشكش را جاری ساخته است و این قدرتمندترین جاذبه هاست. این شهادت تاریخ است كه معاویه به علی (ع) ارادت داشت و با او می جنگید (به خاطر دنیاطلبی، حرص، عقده روحی داشتن) دلیلش این است كه پس از شهادت علی‌(ع) هر كس از صحابه نزدیك علی(ع) به نزد معاویه می آمد به او می‌گفت: علی(ع) را برای من توصیف كن. وقتی توصیف می‌كردند اشك هایش جاری می شد و می گفت: «هیهات كه دیگر روزگار مانند علی، انسانی را بیاورد.» علی(ع) اگر رنگ خدایی نداشت و الهی نبود، فراموش شده بود. تاریخ بشر قهرمان‌های بسیار سراغ دارد؛ قهرمان های سخن، علم، فلسفه، قدرت، سلطنت، میدان جنگ ...، ولی بشر همه را از یاد برده اما علی نه تنها با كشته شدنش نمرد، بلكه زنده تر شد. علی(ع) در حقیقت همچون قوانین فطرت است كه جاودانه می ماند و به قول جبران خلیل جبران علی(ع) از شخصیت‌هایی است كه در عصر پیش از عصر خود به دنیا آمده‌اند.» «علی(ع) از مردانی است كه هم جاذبه دارد و هم دافعه. شخصیتی دو نیرویی است. جاذبه و دافعه او سخت نیرومند است كه در تمام قرون و اعصار به نیرومندی جاذبه و دافعه علی پیدا نمی شود. دوستانی دارد عجیب، تاریخی، فداكار و در عشق به او شعله ور و سوزانند و جان دادن در راه او را آرمان و افتخار می شمارند. از جمله مجذوبین و شیفتگان علی، میثم تمار بود كه بیست سال پس از شهادت مولا بر سر چوبه دار از علی(ع) و فضایل و سجایای انسانی او سخن می‌گوید، در آن ایامی كه سرتاسر مملكت اسلامی در خفقان فرو روفته بود، از بالای دار فریاد بر می آورد: بیایید از علی(ع) برای‌تان بگویم و مردم از اطراف برای شنیدن سخنان میثم هجوم آوردند. ولی حكومت غداره‌بند اموی كه منافع خود را در خطر می بیند، دستور می دهد كه بر دهانش لجام زدند و پس از چند روزی به حیاتش خاتمه دادند. » از جمله چیزهایی كه در زندگی امیر المؤمنین كاملاً نمایان است هماهنگی قول و عمل اوست. علی همانطور كه در زهد و تقوا سخنوری می‌كند، خود نیز در منتها‌در‌جه زهد و تقوا بود. ایشان به خاطر حفظ مصالح عالیه اسلامی از حقوق شخصی خود چشم پوشید و 25 سال سكوت كرد و مصلحت اسلام را بر مصلحت شخص خودش مقدم داشت و این هماهنگی در گفتار و كردار، بزرگ‌ترین فضیلت انسانی است و این است رمز محبوبیت بی نظیر علی (ع). امیر المؤمنین، انسان كامل، آیینه تمام‌نمای اوصاف فعلی خداوند است. برای شناخت كنه انسان كامل چاره‌ای جز انسان كامل شدن نیست. علی (ع) برجسته‌ترین انسان كامل و نیز شخصیت ممتازی است كه قبل از خلقت عالم وجود، نور او و نور رسول‌الله به صورت یك مجموعه خلق شد. چنانكه رسول اكرم (ص) می فرماید: «خلقت انا و علی من نور واحد»‌ سپس این نور واحد، عوالمی را پشت سر گذاشت و به این جایگاه از عالم وجود رسید تا اینكه در دنیا، یكی در لباس نبوت جلوه می‌‌كند و دیگری در جبه امامت. انسان كامل چون امیرالمؤمنین (ع)، عصاره نظام آفرینش است.

آن حضرت درباره خویش چنین می‌فرماید: «مالله آیه اكبر منی» برای خداوند نشانه‌ای بزرگتر از من نیست، همان طور كه بزرگ تر از مجموع جهان چیزی نیست.

 كلام علی (ع)

امیرالمؤمنین همتای قرآن كریم است كه این كتاب بزرگ، گذشته از تصدیق صحف آسمانی انبیای الهی سلف، بر همه آنها سیطره دارد و انسان كامل نیز كه طبق حدیث متواتر «إنی تاركٌ فیكم الثقلین، كتاب الله و عِترتی أهلَ بیتی، لَنْ یَفْتَرقا حَتّی یَردا علیّ الحوض » كُفو قرآن مجید است و در هیچ مرحله وجودی او از او جدا نخواهد بود و سرآمد همه انسان‌های كامل است. كلام عالی حاصل یك روح عالی است. نهج البلاغه مثل خود علی (ع) است. كلام انسان مثل خود اوست. چون كلام تنزل و تجلی روح انسان است. یك روح پست كلامش پست و یك روح عالی كلامش عالی است. علی (ع) چون جامع تمام علوم است، كلامش نیز جامع تمام علوم است. در كلامش هم عرفان هست و هم فلسفه، هم آزادیخواهی است و هم حماسه و هم اخلاق.

نهج البلاغه مثل خود علی‌(ع) جامع است.

فصاحت خارق‌العاده علی‌(ع) یعنی آن زیبایی فوق‌العاده سخنش كه درباره آن گفته‌اند: «فراتر از كلام مخلوق و فروتر از كلام خالق»‌(دون كلام الخالق و فوق كلام المخلوق)، نگذاشت این كلمات از بین برود و هنوز هم نگذاشته است و عامل فوق العاده مؤثری است. فصاحت از زیبایی فكری است نه زیبایی حسی و فقط و فقط مربوط به فكر انسان است.  در رابطه با نهج البلاغه كلام علی (ع)، همان طور كه قرآن سوره‌هایی دارد و در آن آیاتی است كه اگر خوانده شود باید سجده كرد، علی بن ابیطالب نیز خطبه‌هایی دارد كه یكی از آنها خطبه 221، نهج البلاغه است. یكی از جمله های بلند خطبه مزبور این است كه می فرماید: «لایَتَعارفونَ بِلَیلٍ صباحاً و لما لِنَهارٍ مساءً أیّ الجَدیَدیْنِ ظَعَنوا فیه كانَ عَلیهُم سَرمداً.» ترجمه: «اینان خواه در شب سفر كنند و در سفر شب بمیرند‌ و یا در روز مسافرت كنند و روز رخت بربندند، سرمدی خواهند داشت.» شارحان نیز در تشریح این جمله از نهج البلاغه كوشش‌ها نموده‌اند ولی در بسیاری از آنان به عمق این جمله امام علی (ع) راه نیافته‌اند. ابن ابی الحدید معتزلی می‌گوید: اگر این خطبه را برای خردمندان فصیح و بلیغ و كارشناسان فصاحت و بلاغت بخوانند، آنان باید سجده كرده و سر بر خاك نهند. استاد علامه طباطبایی در شرح این بیان فرمودند: ابن ابی الحدید گزاف نگفته است، زیرا سجده برای كلام خداست. همان محتوای قرآنی است كه به صورت خطبه های علی (ع) درآمده است و سجده در حقیقت برای كلام خداوند است، نه برای كلام مخلوق.

وصف علی (ع) از دیدگاه توصیف خداوندی

بنا به گفته اكثر مفسرین قرآن و دانشمندان اسلامی در قرآن كریم 300 آیه درباره علی(ع) وجود دارد كه خداوند برای خاطرآن حضرت نازل فرموده است. ولی برای مصلحت و حكمتی كه در پیش اوست صریحاً نام علی (ع) را نیاورده كه این هم یكی از معجزات كلام خداوندی است كه به نام برخی از آیات در ذیل اشاره می‌شود:
ـ سوره بقره آیات 38 و 208       
 ـ سوره شوری آیه 23
 ـ سوره مائده آیات 55 و 72 و 5
 ـ سوره زمر آیه 33
  ـ سوره واقعه آیات 12-10
ـ سوره آل عمران آیه 61
ـ سوره مریم آیه 96
ـ سوره احزاب آیه 33
سوره مائده آیه 55: «جز این نیست كه ولی و سرپرست شما خدا و رسول خدا(ص) و كسانی كه به خدا ایمان آورده و نماز برپا می دارند و در حال ركوع زكات می دهند.» همه مفسرین می گویند تنها كسی كه در ركوع زكات داد، علی (ع) بود و این آیه درباره آن حضرت بر رسول خدا (ص) نازل شد.

چرا نام علی (ع) در قرآن نیامده است؟

با تدبر و تفكر در جواب این سوال به این نتیجه می رسیم كه اگر نام علی (ع) در قرآن تصریح می شد:
اولاً: امر پیشوایان بعد از او بر مردم مشتبه می گشت.
ثانیاً: امتیازاتی كه خدای تبارك و تعالی در ضمن آیات به علی (ع) قرار داده، شكل ظاهری به خود می گرفت و حقیقت خود را از دست می داد و شخصیت آن حضرت مثل شخصیت های اشخاص دیگر در ظاهر جلوه كرده و به زودی از بین می رفت.
ثالثاً: اگر نامی از آن حضرت در ظاهر قرآن بود، دیگر احتیاجی به كنجكاوی و تكاپو نبود و لذا حق از ناحق شناخته نشده و مردم به سوی كمال و معنویت حركت نمی كردند، در نتیجه یك نوع ركود فكری در مردم ظاهر می گشت، پس صلاح این بود كه انجام گرفته است.

وصف علی از دیدگاه رسول خدا (ص)

تمامی راویان از سنی و شیعه متفق‌القولند كه درباره هیچ یك از صحابه رسول خدا (ص) به اندازه علی (ع) حدیث وارد نشده است و آن حضرت در این زمینه هم گوی سبقت را از دیگران ربوده است. این كلام روح افزای نبی اكرم (ص) كه می فرمودند: «علی منی و أنا من علی». یعنی علی از من است و من از علی می‌باشم.» و احادیث دیگری كه از آن حضرت درباره امیرالمؤمنین علی (ع) روایت شده:
ـ حدیث نور: من و علی (ع) از یك نور هستیم.
ـ من و علی (ع) از یك درختیم.
ـ علی (ع)‌ از من همانند سرم از بدنم است.
ـ علی تو نسبت به من، همانند هارون نسبت به موسی هستی.
ـ هر كه را من مولای او هستم، علی مولای اوست. (در روز تاریخی عید غدیر)
ـ مثل علی درمیان امت مثل «قل هو الله احد» در قرآن است.
ـ من شهر علمم و علی باب آن است و هر كه می‌‌خواهد به آن برسد، باید از در آن وارد گردد. روزی یكی از یاران پیامبر اسلام (ص) از آن حضرت درخواست نمود وصف علی (ع) را برای او بگوید. آن حضرت فرمودند:«وصف خودم را از خودم مپرس، چون علی نفس من است و من از علی هستم. علی در بستر پیامبر خدا(لیله المبیت) نقل شده كه ابن كواء  به امیرمؤمنان (ع) عرض كرد: هنگامی كه خداوند پیامبرش و ابوبكر را یاد كرد و فرمود: «یكی از آن دو به هنگامی كه آن دو در غار بودند ،آن هنگام به همراه خود می‌گفت: ناراحت نباش، خدا با ماست، كجا بودی؟ (توبه 9: ر 40: آیه، در مورد هجرت حضرت محمد (ص) به مدینه است. آن هنگام كه با ابوبكر از دست مشركان در غار پنهان شده بودند.) امیرمؤمنان فرمود: وای بر تو، ای ابن كواء! من در جای خواب پیامبر (ص) در حالی كه رواندازش به رویم افكنده شده بود خوابیده بودم. قریش هر كدام با چوبدستی هایی تیغ دار در دستانشان آمدند و با آنچه در دست داشتند، به من می‌زدند. تا بدن من آبله دار و مثل تخم مرغ شد؛ پس از آن مرا بردند و می خواستند بكشند، شماری از آنان گفتند: «امشب او را نكشید، مهلتش دهید و به دنبال محمد (ص) بگردید.» علی (ع) فرمود: مرا با آهن بستند، در اتاقی گذاردند و از اندیشه من و در اتاق، با قفلی مطمئن شدند. در این حال بودم كه شنیدم صدایی ازگوشه اتاق می گفت: یا علی! بعد از این صدا دردی كه داشتم،آرام و تورمی كه در بدنم بود، زایل شد. سپس آوای دیگری شنیدم كه می گفت: یا علی! و در این هنگام آنچه بر در بود، افتاد و در باز شد. من برخاستم وخارج شدم. آنها پیرزنی شب كور را كه نه می دید و نه می خوابید، برای نگهبانی در گمارده بودند، من خارج شدم و او در آن وقت از شدت خواب، چیزی نفهمید .

علی از دیدگاه علی بن ابیطالب (ع)

معرفی علی (ع) از زبان خویش، نه تنها راهگشای شناخت ما بوده و هست، بلكه جلو افراط و تفریط هایی كه ممكن بود در این راه گریبان ما باشد مسدود كرده و ما را به حق آنچه كه باید بشناسیم رهنمون فرموده است.

اوصاف علی به گفتگو ممكن نیست
گنجایش بحر در سبو ممكن نیست

امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند: «سوگند به خدا كه من از تبلیغ تمام رسالت ها و وعده های الهی آگاهم و معانی تمام كلمات تامه پروردگار را می دانم و درهای علم و حكمت و روشنی نور هدایت در پیش ما خاندان (پیغمبر (ص))می‌باشد. ما خاندان پیغمبر (ص) درخت نبوتیم و محل نزول رسالتیم و  جایگاه ورود و خروج فرشتگانیم و معادن علم و دانش و چشمه‌سارهای حكمت هستیم. رسول خدا (ص) هزار باب علم بر من تعلیم فرمود و از هربابی هزار باب دیگر باز گردید. سوال كنید از من از راه‌های آسمان ها، به تحقیق كه من راه‌های آسمانها را از راه‌های زمین بهتر می دانم. بپرسید از من از فتنه‌ها، كه من می‌دانم در كجای زمین چه فتنه ای واقع می گردد و چه كسی در كجا كشته می شود و می میرد. »از روایات فوق به خوبی معلوم می گردد كه علم علی (ع) مافوق علم های دیگران بوده، این است كه در كلام علما، علی (ع) بعد از رسول خدا (ص) اعلم الناس و منشأ تمام علوم قدیمه و جدیده دانسته شده است.

زهد علی (ع)

علی (ع) می فرمود: ای دنیا، از من دور شو، به خدا سوگند هرگز تسلیم تو نمی شوم كه خوارم سازی و رام تو نمی‌گردم كه بر من افسار زنی، هر آینه تو را سه طلاق قطعی داده ام. در كتاب «ربیع الابرار» آمده است كه علی (ع) فرموده«همانا این دنیایی كه شما دل بر آن بسته اید، در پیش من خوارتر از آن است كه ملخی برگ ناچیزی را بر دهان گرفته و بچرد، علی را با دنیای فانی كه لذات او ناپیدار است چكار؟ من پناه به خدا می برم از زشتی ها و لغزش‌های آن.

عبادت علی (ع):

خدایا من تو را از بیم كیفرت و یا به خاطر طمع بهشتت عبادت نمی كنم، بلكه برای این تو را عبادت می كنم كه وجود اقدست را شایسته عبادت یافتم. درخطبه دیگر می فرماید: گروهی خدای را از روی رغبت و طمع عبادت می كنند، آن عبادت بازرگانان است. گروهی از روی ترس و بیم خدای را عبادت می نمایند، این عبادت غلامان است، ولی گروهی خدای عزّوجلّ را با معرفت و اخلاص و سپاسگزاری عبادت می كنند، این عبادت آزادگان است. (نهج البلاغه) از این كه مولای متقیان علی (ع) (اعبدالناس) بوده شكی نیست، امام زین العابدین سید الساجدین (ع) با اینكه خود درعبادت مشهور عالم است و او را زینت عبادت كنندگان و سرور سجده كنندگان می نامند، آن حضرت درباره عبادت جد بزرگوارش علی (ع) می فرماید: «چه كسی توانایی و قدرت آن را دارد كه مثل جدم علی بن ابیطالب (ع)، عبادت خدا كند. نوشته‌اند: آن حضرت  در هر شبانه روز هزار ركعت نماز می خواند و از كثرت سجده كردن، پیشانی مباركش پینه بسته بود.»

شجاعت علی (ع)

 علی (ع) فرمودند: من فرار نمی كنم از كسی كه به من حمله می كند و حمله نمی كنم به كسی كه فرار می كند.  بعد از رسول خدا (ص) علی را اشجع الناس نامیده اند. شجاعت علی (ع) به حدی بود كه در بعضی موارد تعجب فرشتگان را هم بر می انگیخت، چنانكه جبرئیل در جنگ احد ندا در داد:«لا فَتی الاّ علی لا سیف اِلا ّ ذوالفقار»؛  نیست جوانمردی چون علی و شمشیری چون ذوالفقار. همچنین رسول خدا (ص) درباره یك ضربت علی (ع) در روز خندق فرمود: «ضَربَت علی فی یَوْم الخندق أفْضَلَ مِن عِبادِه الثَقَلِیْن» «ضربت علی (ع) در روز خندق افضل از عبادات ثقلین است و در ادامه فرموده اند: «به تحقیق بر علی است شجاعت و خلافت، چنانكه بر من است رسالت و نبوت.

عدالت علی (ع)

آن حضرت در پیاده كردن عدالت و دادگری چنان دقیق و عمیق بود كه می فرماید: «اگر آسمان های هفتگانه (اقالیم لجه) را با چیزهایی كه در مدار آنهاست به من بخشند تا پوست جویی را به ظلم و ستم از دهان موری بازستانم و خدای را در این باره نافرمانی كنم، هرگز این كار را نخواهم كرد.» چون علی (ع) می دانست كه ظلم و بی عدالتی، نافرمانی بزرگی است به ساحت حق تعالی. لذا می فرماید: «من هرگز ظلم نكرده و خدای خود را در این باره نافرمانی نمی كنم.» عدالت علی (ع) آنچنان در نظرها محبوب بود كه دست یكی از شیعیانش را به جرم دزدی قطع كرد، آن شیعه صدیق نه تنها از عدالت علی (ع) نرنجید، بلكه انگشتهای خون آلودش را به دست گرفته، و درحالی كه خون از پنجه اش می ریخت، در میان مردم فریاد می زد و می گفت: «دستم را آقا و پیشوای دین و مولایم امیرالمؤمنین بریده است.» پس چگونه می شود علی (ع) را تعریف كرد كه دست می برد و تعریف می شنود.» آن حضرت در بستر مرگ هم ندای عدالت را سر داد و فرمود: «دشمن ستمكاران و یاور ستمدیدگان باشید.» در سفارشات خود به مردم می فرمود:‌ «با مردم چنان رفتار و آمیزش كنید كه اگر بمیرید، بر شما بگریند، و اگر زنده باشید با شما مهربانی كنند، چون بر دشمن خود پیروز شدی، به شكرانه پیروزیت او را ببخشای.) آن حضرت با اخلاق كریمه‌‌‌اش برای جلوگیری از خونریزی با بزرگواری و متانت منسوبین خود را كه عبارت از فرزندان و پسرعموهایش باشد، مخاطب قرار دارد و فرمود: «ای فرزندان (عبدالمطلب) من نمی خواهم شما در خونهای مسلمانان فرو روید و به بهانه اینك بگویید:‌ امیرالمؤمنین كشته شد، كشته شدن مرا سبب خونریزی و انتقام قرار داده و عده ای را از دم شمشیر بگذرانید، بدانید كه در عوض من كشته نمی شود، مگر كشنده ام. صبر كنید اگر من بر اثر ضربت ابن ملجم از دنیا رفتم، در عوض ضربت او یك ضربت به او بزنید، نباید قبل از مرگ و بعد از مرگ او را مثله نمایید، كه من از رسول خدا (ص) شنیدم كه می فرمود: «از مثله كردن دوری كنید، هر چند كه (كلب عقور) یعنی سگ گزند باشد.»

به جز از علی كه گوید به پسر كه قاتل من
چو اسیر توست اكنون به اسیر كن مدارا

علی(ع) همانگونه كه میلادش خاص بود ودربهترین زمان ( 13ماه مبارك رجب) ودر بهترین مكان(خانه خداكعبه) متولد شد، نحوه لقاء الله او نیز با همگان متفاوت و خاص بود . مرگش شهادت و محل شهادتش خانه خدا (مسجد) دربهترین حالات( درحالت عبادت وسجده ) و در بهترین زمان ( ماه خدا ، ماه مبارك رمضان ، شب لیله القدر ، شب نزول قرآن) و به دست شقی ترین مردم ( ابن ملجم مرادی) و با عبارت « به خدای كعبه كه رستگار شدم» به سوی حق رهسپار گردید. علی(ع) اولین شهید محراب بود. سخن گفتن درباره شخصیت مولا امام علی (ع) سخن گفتن درباره خورشید است و چگونه می توان علی را ستود؟ چون نام علی به تنهایی بسنده و كافی است كه همه فضایل انسانی را در برابر دیدگان مجسم سازد، شخصیت والای او چندان گسترده است كه رسول گرامی (ص) فرمود: «اگر درختان قلم و دریاها مركب و همه جنیان حسابگر و همه انسان‌ها نویسنده شوند، نخواهند توانست فضائل امام علی (ع) را بشمارند و به حساب در آورند. » در بحارالانوار آمده است كه رسول خدا (ص) در عرش، فرشته ای به صورت امام علی (ع) دید و پنداشت كه او علی (ع) است، لذا فرمود: «ای ابوالحسن! چگونه در صعود به عرش بر من پیشی گرفتی؟» پیامبر (ص) ندایی شنید كه: یا رسول الله! این فرشته ای است كه به قدرت خدا سیمای علی (ع) را دارد، زیرا فرشتگان آسمان نیز مشتاق علی بن ابی طالب (ع) شدند و از خداوند درخواست كردند كه صورتی چون علی (ع) در آسمان ها به وجود آورد، خداوند متعال درخواست ملائك را با خلق این فرشته كه شبیه امام عی (ع) است برآورده فرمود.

نه خدا توانمش گفت نه بشر توانمش خواند  
   متحیــرم چه خـــوانم شـــــه ملـــك لافتــی را

علی فریادرس و فریادگر تاریخ است كه در پرواز و اوج گیری، هیچكس جز پیامبر در مقام او نیست. علی مرد جنگ و جهاد و هجرت و پدر یتیمان و كمك كار بیوه زنان و اهل ایثار و شهید و شهید پرور است. علی در عصری زندگی می‌كرد كه مردم فریب كار بودند و او نخواست كه از راه حق و حقیقت خارج شود. اگر جویای عبادت، عدالت، سخاوت، شجاعت، سیاست، قضاوت، عصمت، طهارت، فتوت، حكمت، علم، حلم و بردباری، پاسداری از حقوق مردم، انفاق و ایثار و دیگر فضایل انسانیت باشیم، همه را باید در وجود امام علی (ع) جستجو كنیم و بیابیم. زیرا همه این فضایل و صفات و خصوصیات برجسته به مراتب قوی تر و بالاتر در مولا علی بن ابیطالب (ع) وجود داشته است. علی جاودانه تاریخ و اعصار بوده، هست و خواهد بود. جاذبه و دافعه بی‌مثالش‌، فضایل وخصایص حسنة بی كرانش كه متأثر از پیوند الهی و روح معنوی او بودند و دریای ایمان  و اخلاصش كه درعرش و فرش بی همانند بود ، جملگی از رموز جاودانگی نام علی(ع)  بر عرصه جریده عالم تا ابدالدهر است .

همگی خوشگل یك عضو و تو سر تا پا حسن
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری

علی جان! نشانه های شكوه و بزرگی در تو بیشمار است و صفات و كمالات تو نامحدود است. كسی مفصل و مطول، مدح تو را گفت حتی در بیان كمترین آن صفات كوتاهی كرده است. هر چه از علی(ع) بگوییم، كم گفته ایم زیرا یك مسلمان با شناخت اسلامی علی(ع) را می بیند ولی یك غیر مسلمان علی(ع) را می ستاید. چون او را مجری حق، خداجو و آزاده می نگرد، همه جوانب را در نظر می گیرد و بعد می گوید.

او نه فردی است كه من وصف كمالش گویم
حسن او را  ز خدا پرس كه من حیرانم

درباره مولود كعبه، حضرت امام علی علیه السلام حرف و حدیث و خبر و قطعه و قصیده و مقاله بسیار است، آنقدر كه عمر نوح می باید تا كسی موفق شود فقط آنها را مطالعه كند . امید آنكه خدای سبحان ما را در تبعیّت ا‌ز سنت علوی بیش از پیش موفق بدارد و ما را از پیروان  حقیقی صراط آن امام همام قرار دهد .

مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم

لیلا لطفی‌زاده


نوشته شده توسط: فریماه فریمان | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

وصف علی (ع)

شنبه 6 شهریور 1389  11:19 ب.ظ

نوع مطلب :عکس ،

 




نوشته شده توسط: فریماه فریمان | آخرین ویرایش:شنبه 6 شهریور 1389 | نظرات ()

  • تعداد کل صفحات:837  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

فال حافظ همراه با معنی